دنيا هميشه مثل يك خوابه گاهي خوابي و خيال مي كني بيداري و گاهي برعكس. شايد همين الان كه اين مطالب رو مي خوني خواب باشي.
شناسنامه : کارگردان: كامرون كرو. نويسندگان: الخاندرو امنا بار.كامرون كرو. امي ستيونس. موزيك: نانسي ويلسون. بازيگران: تام كروز.پنه لوپه كروز. جيسون لي. كرت راسل. كامرون دياز. بر اساس فيلمي به نام چشمانت را بگشا اثر الخاندرو امنا بار. محصول كمپاني پارامونت. توليد شده: در امريكا. ژانر: درام. رمانس.تريلر. درجه : R به علت صحنه هاي سكسي و زبان سخت. مدت: 136 دقيقه. فروش در امريكا: 100.614.858 دلار امريكا. تاريخ نمايش: ١٤ دسامبر ٢٠٠١
همه چيز با يك صدا شروع مي شه. بلند شو. بلند شو. ديويد ايمز از خواب بلند مي شه. ديويد ايمز (تام كروز) مدير يك شركت بزرگ است. او زندگي خوبي داره. يك دوست خوب. يك دوست دختر به نام جوليا ( كامرون دياز). پول. ماشين.و هرچه كه بخواد. اما در يك مهماني با دختري به نام سوفي ( پنه لوپه كروز) اشنا مي شه كه بطور غير قابل باوري عاشق اون مي شه. اما جولي كه احساس مي كنه كه به شدت ديويد رو دوست دارد به رابطه ديويد و سوفي حسادت مي كنه. حسادت او باعث مي شود كه تام صورتش صدمه ببيند و خود جولي نيز كشته شود و ...
آسمان وانيلي، به کارگرداني کامرون کرو بازسازي شده از فيلم اسپانيايي چشمانت را بگشا (١٩٩٧) ساخته آلخاندرو آمنابار، فيلمي ملايم و حرفه اي است. فيلم اثري هوشمندانه و ترکيبي از چند ژانر مختلف است، و هرچند که بازسازي وفادارانه فيلم آمنابار است ولي مثل همه بازسازي هاي خوب روي پاي خود مي ايستد و در سايه فيلم اصلي رنگ نمي بازد. کرو به مضمون مورد استفاده، قدرت خاص و منحصر به فرد خود را بخشيده و هم پاي نسخه اصلي پيش رفته است و در مواردي به فيلم گرما و شفافيتي بخشيده که به وضوح در فيلم اصلي که سردتر و مبهم تر بود، ديده نمي شد. فيلم اسپانيايي زبان نسخه بهتري است اما براي کساني که از ديدن فيلم هاي زير نويس دار خوششان نمي آيد جايگزين مناسبي است.ـ
نکته: هنگامي که ديويد ايمز (تام کروز) به مهماني تولد خود وارد مي شود مردي که کلاه به سر دارد و او را در آغوش مي گيرد استيون اسپيلبرگ است که مي گويد: تولدت مبارک!
جوايز و افتخارات: نامزد جايزه بهترين ترانه پل مک کارتن اسكار ٢٠٠٢

ابتدا در مورد اين فيلم بهتره بگم كه بهتر بود اسمش را broken up مي گذاشتندو براي اينكه فيلم درباره زوجي است كه از هم جدا شده بودند و دوباره به مي رسند.
شناسنامه ي فيلم: بازيگران: وينس وگان. جنيفر انيستون.جويي لوران ادامز. جودي ديويس. محصول كمپاني يونيورسل بوده و به كارگرداني:پيتون ريد. نويسندگان: جرمي گارليك و جي لاوندر. زمان فيلم 106 دقيقه مي باشد. و درجه فيلم PG_13 مي باشد براي بعضي ارتباطات سكسي و برهنگي ها و زبان.
داستان: فيلم درباره مردي است به نام گري با بازي وينس وگان كه يك وسواس خاص نسبت به شيكاگو كوبز و بازي هاي ويدويي دارد. روزي او وبرادرش با بك شركت اتوبوس هاي مسافرتي شيكاگو به شيكاگ. فرار مي كنند. گري يك راهنماي مسافران است. بروك نيز در يك گالري هنري بزرگ شيكاگو كار مي كنند. گري و بروك از هم جدا شده اند براي اينكه بروك معتقد بوده كه گري حرف هاي او را نمي فهمد و به خاطر خدماتي كه او به گري كرده بود از او تشكر نكرده است و....
فيلم چيز زيادي براي ارائه كردن ندارد و فاقد هرگونه اميد و گرما است. سراسر فيلم پراز در گيري هايي شده كه بين گري و بروك مي گذرد. و زياد جالب نيست كارهايي مي كنند كه به نظر من كسي حاضر به انجام ان ها نيست.
حنيفر انيستون و وگان مي توانند بازيگران دوست داشتني باشند اما كاركترهايشان دچار مشكل است. مشكل از همان سكانس اول اغاز مي شود. از جايي كه گري مي خواهد بروك را به قبول يك هات داگ مجبور كند در صورتي كه بروك نمي خواهد.
در مرد بازيگران ديگر نيز همين طور بازيگر هاي ديگر مطمئنا باعث تنوع مي شوند اما بايد مستحكم تر مي بودند.برادر بروك سر دسته گروه مردان است و سعي مي كند مهماني را ترتيب دهد اين صحنه بايد خنده دار باشد اما در عمل بسيار مفتضح و زشت از اب در مي ايد.
فيلم از اشكال خال نيست كمي بيشتر از يكم اما شايد بتوان از ديدن فيلم لذت ببريد در صورتي كه سرتان درد نگيرد.

1. بزرگ در ژاپن: قسمت چهارم سريع وخشمگين
2.كليك فيلم جديد ادام سندلر و كيت بكينسل
3.تعطيلات با بازي كامرون دياز و كيت وينسلت
4.دزدان دريايي كارائيب فيلمي با بازي جاني دپ و اورلاندو بلوم
5.بازگشت سوپر من با بازي براندون روت و كيت راتس
6.جنگجوي صلح طلب
7.شكستن با بازي جنيفر انيستون و وينس وگان
نقد همه اين فيلم ها در همين صفحه وب. بزودي...
اين با ر مي خواهم در باره يك مساله مهم بنويسم. مساله اي كه در سينماي جها امروز به خوبي ديديه مي شود. سينما و مساله يهوديت. در اين كه يهوديان بر سينماي بزرگ هاليوود تسلط دارن شكي نيست. بزرگترين كمپاني هاي هاليوودي متعلق به سر مايه داران يهودي است. تقريبا مي توان گفت كه يهوديان بودند كه هالبوود را ساختند و ان را به شكلي كه امروز مي بينيم در اوردند. پس هيچ گاه نبايد انتظار اين را داشته باشيم كه در اين سينما فيلمي ضد يهودي ببينيم هرچند در ظاهر اين طوز باشد. از ابتداي شكل گير سينما هميشه يهوديان را مظلوم و بي پناه نشان مي دادند. در فيلم ها متعددي نشان داده شده كه به ان ها ظلم شده است و جاب تر ان كه فيلم هايي كه مستقيم به اين مساله پرداخته اند هميشه بهترين جايزه هاي سينمايي را به دست اورده اند. فهرست شيندلر.نجات سرباز رايان.پيانيست از مشهورترين اين فيلم ها هستند. جالب اين است كه اين يهوديان ان چنان سريع پيشروي مي كنند كه سعي بر القا تفكرات خود به مردم هم دارند. سه گانه هاي ماتريكس و استفاده بسيار از نماد هاي يهوديت مطرح ترين از اين نوع فيلم ها مي باشد.

يهوديان هر روز بر القا تفكرات خود به ديگر ملل تلاش مي كنندو باعث گمراهي مردم مي شوند. اين در حالي است كه ما ايراني ها وكساني كه از نژاد اريايي هستيم ساكت نشسته ايم و به پيشروي دشمنان مان نگاه مي كنيم. دشمناني كه در طول تاريخ بزرگ ايران هيچگاه دست از ضريه زدن به ما بر نداشته اند. مطمئنا ما نيز بايد خود را براي اين جنگ بزرگ فرهنگي اماده كنيم و با ساختن فيلم هاي بساير در باره بزرگترين تمدن دنيا نگاه هاي بسياري را به خود متوجه كنيم.
و اين را نيز فراموش نكنيم كه بسياري از مردم دنيا گمان مي كنند ما عرب هستيم و اين بزرگترين تو هيني است كه به يك اريايي مي شود كرد. و همه اين ها به خا طر تبليغات بد و عرب پرستي مي باشد كه گريبان گير سرزمين اريايي ها شده است.
پيروان دروغ نمي خواهند مردم به سوي راستي روند و مي كوشند تا انان را از پيشرفت در زندگي و ابا داني شهر و روستاي خود باز دارند.چنين كساني كردارشان زشت و ويرانگر است. بي گمان كساني كه با تمام نيروي مادي و معنوي به دشمني با انان برخيزند به راه راست و ايين نيك اهورايي هدايت مي شوند.
سرود 46 بند 4 گاتهاي زرتشت
شايد به نظر خيلي دير بياد كه بخوام از گيلانه بنويسم. اما اين فيلم انقدر جالب بود كه نمي تونم ازش بگذرم. از داستان شروع مي كنم. گيلانه با پسرش و دخترش دريك روستا در شمال كشور زندگي مي كنه. دخترش با يك تهراني ازدواج كرده و بچه دار هم هست. پسرش هم قراره ازدواج كنه اما به خاطر جنگ پسر از اون ها جدا مي شه و به رزمنده ها مي پيونده. گيلانه تناه مي مونه و زماني كه پسرش ير مي گرده تبديل به يك موجودي شده كه ديگه هيچ كاري از دستش بر نمي ياد.
فيلم از دوقسنت تشكيل شده. يك هنگام جنگ و دو بعد از جنگ. در هر دو دوره به شدت تنهاست. در نيمه اول زماني كه به پسرش احتياج داره پسرش در جبهه هاست. و اون مجبور مي شه كه علاوه بر زجري كه از ترس و دوري پسرش مي كشه دخترش رو هم همراهي كنه و درد هاي او رو هم به جون بخره. در نيمه دوم هم باز گيلانه تناست. او اين بار پسرش رو داره اما فلج واز كار افتاده. اين بار او احتياج به كمك دخترش داره اما باز هم جنگ اما نه جنگ ايران بلكه جنگ امريكا و عراق اون رو از دخترش دور مي كنه.
گيلانه تنهاست. در جامعه بيگانه است. و به دور از جامعه قرار دارهو اون هم فقط به خاطر جنگ. گيلانه كاملا تصوير اسيب هاي جنگ رو نشون مي ده. اما اين بار نه جبه ها رو بلكه جايي مهمتر در پشت جبهه ها. جايي كه حتي يك بار هم صداي اژير قرمز رو نشينده اند. اما جنگ اون جا رو هم ويران كرده. فيلم خيلي تاثير گذاره مخصوصا با بازي معتمد اريا كه شاهكاره. مطمئن هستم كه هيچشخص ديگري نمي تونست اين شخصيت رو به زيبايي كه معتمد اريا نشون داد نشون بده. يكي از مهمترين عوامل گيرايي فيلم بازي جالب اوست. و اين رو مطمئن باشيد بعد از ديدن فيلم واقعا ترس و نفرت از جنگ رو درك خواهيد كرد. واين به خاطر اون هست كه ر. بني اعتماد باز يك فيلم عالي ساخته و خيلي هنرمندانه از همه چيز كمك گرفته.

دوستان عزيز من سلام.
بعد از مدت ها مي خوام مطالب اين صفحه رو اپ كنم. تنها دليل اپ شدنش هم چشنواره كنسلقوم خو دمون. اين جشنواره كه هميشه كنار يه رود زيبا برگزار مي شه امسال به تمامي معنا تركوند. مي دونيد چرا؟ براي اين كه فهميدن بابا جان نون الان توي سينماي سياسيه. هي حا لا تو مملكت خودمون بگن فيلم سياسي نسازيد. توقيف مي سه. مخاطب نداره و... اما باور كنيد به جان خودم كه مي خوام جون جون نباشه اگه فيلم سياسي رو پرده بره مي تركونه. البته نه هر سياسي الان جو اشغال و تروريست. مثلا مي تونيم به فيلم بسازيم كه گلزار نقش يه ادمي رو بازي كنه قرباني لنگه پرتاب يك دمپايي از جانب مهناز افشاره. واقعا چه قدر تاثر بر انگبزه. اشغال و تجاوز و همه ي صد مه ها يك جنگ رو در بر مي گيره بدون اين كه اسم از چيزي ببره. تازه انقدر از اين سوژه ها هست كه تمومي نداره . چند تا ديگه بگم. بادكنك ابي تركيد اون هم با تير كومن پسر همسايه. شكلاتم نخور ايدا.من مبارز چند سال دارم؟ شهر زشت. چند مي گيري نجنگي و... حا لابريد شروع كنيد.

چند وقت پيش يكي از دوستان برام نظر گذاشتن كه از پاچينو و دنيرو بيشتر بنويسم. بعد هم يه ميل به بنده زدن و از اينكه به اسم دوست داشتن اين دو بازيگر سو استفاده مي كنم كلي حرف هاي نصحت اميز گفتن. مثلا اين كه از هر دو مطلب سه تاش در مورد دنيرو و دوتا ش هم در مورد پاچينو باشه.
اخه نويد جان. نويد پاچينو جان. اخر فيلم. عند نگاه. چهر. پرستيژ. شكوه بازيگري. خدا. كبير. منتقد. تا وقتي كه شما هستيد من چه طوري مي تونم جسارت كنم از اين دو غول حرف بزنم. نه خداييش بگو ديگه چطوري. شما مطلب بديد ما حتما مي نويسيم. ميل بنده هم alex2004ams@yahoo.com شما هر چه بفزستيد ما مي زنيم. باور كنيد. جا داره همين جا از خواننده هاي ديگ هم بخوام ما رو قابل بدونن و براي من مطلب بنويسند. البته اگه جسارت نيست. دوست دار شما جيمز اندرسون.


