همه از من مي پرسند كه تو تايلر دوردن رو مي شناسي. اين جمله رو جك در ابتداي فيلم باشگاه مبارزه مي گه.
كار گردان: ديويد فينچر. بازيگران: ادوارد نورتون. بونهام كارتر. براد پيت. لي ادي و... ژانر: اكشن. علمي و تخيلي. فانتزي. درام. تريلر. زمان : 2.18 در جه: R به علت خشونت و عقايد ضد اجتماعي و صحنه هاي سكس. استديو: ريجنسي و فوكس 2000 و فيلم 37 ميليون دلار هم در امريكا فروش كرد. تاريخ اكرانش هم 15 اكتبر 1999 بود. محل فيلم برداري لس انجلس و كاليفرنيا.
جك(ادوراد نورتون) يك كارمند ساده يك شركته يك زندگي ساده و تكراري و كسل كننده داره اون از مشكل بي خوابي رنج مي بره. او تصميم مي گيره كه براي غلبهه بر مشكلش در كلاس هاي روان درماني شركت بكنه. در يكي از اين كلاس ها با زني به نام مارلا( بونهام كارتر) اشنا مي شه. همه چيز خوب پيش مي ره تا اينكه جك در هواپيما با تايلر (براد پيت) اشنا مي شه. و هنگام باز گشت به خونه اش متوجه مي شه كه زندگيش در اتش سوخته و...
خب در مورد اين فيلم چه مي شه گفت. خيلي چيز ها. اما بهتر در مورد خيلي چيزهاش صحبت نكنم. چون لازم نيست. هر كي اين فيلم رو ديده عاشقش شده از جمله خودم كه بارها اين فيلم رو ديدم هر دفعه هم چيز جديدي توش پيدا مي كنم. تايلر شخصيت محبوبي هست مطمئنا خيلي از ما ها دوست داريم جاي اون باشيم. شجاع نترس و نيرومند و باهوش. تمام قوانين رو زير پا مي گذاره و از تكنولوژي بدش مي ياد. دوست داره همه راحت باشند و تفريح كنند. شما اگه دوست نداريد جاي اون باشيد خوب ديگه به نظر من عجيبه اما من كه واقعا دلم مي خواست مثل تايلر دوردن باشم. تايلر يه نماد يك شخصيت كه در درون همه ما هست شخصيتي كه نمي تونه قوانين رو تحمل كنه و از يك جامعه بي قانون لذت مي بره. از خشونت خوشش مي ياد اما نه انقدر كه باعث مرگ كسي بشه. تايلر به جنگ با نظام سرمايه داري و تكنولوژي مي پردازه و ارزوش اينكه به زير صفر برند.
اقا اين جا كسي نيست بخواد از اين باشگاه ها و گرو هاي زير زميني راه بندازه من كه پا هستم.
اما چند تا چيز ديگه توي سايت ياهو از جك كه ادورارد نوروتن بازي كرده هيچ اسمي نيرده همين طور از مارلا كه بونهام كارتر باشه. اين واقعا عجيبه؟

آل پاچينو از اسطوره هاي بازيگري روزگار ماست كه بازي هاي ماندگاري را از او شاهد بوده ايم. اين دانش آموخته مكتب اكتورز استوديو همانند چهره هاي ديگري كه از اين مكتب بيرون آمده اند با چند دهه تداوم در سطوح بالاي هنري نشان داد كه دوران اوج او همچنان ادامه دارد. موفقيتي كه با حضور چشمگير او در پدرخوانده (1972) آغاز شد و اسكاري را هم براي او به ارمغان آورد و پس از آن نيز با سر پيكو، پدرخوانده قسمت دوم و بعدازظهر نحس ادامه پيدا كرد. اگر قصد آن داشته باشيم كه به سياهه اي از نقش آفريني هاي موفق او اشاره كنيم به فيلم هاي بسياري بر مي خوريم كه هريك به نوعي نشان دهنده قدرت و اقتدار او در امر بازيگري است. تاجر ونيزي كه اين روزها در سينماهاي تهران به نمايش درآمده است اقتباسي سينمايي است از شاهكار ويليام شكسپير كه مانند ديگر آثار او براي به تصوير كشيده شدن در سينما دشواري هاي زيادي را به دنبال دارد. تاجر ونيزي را مي توان جزو آثاري دانست كه به صورت وفادارانه اقتباس شده اند.اولين تجربه اي كه آل پاچينو با آثار شكسپير در سينما داشته فيلم در جست وجوي ريچارد (1996) بوده است. در تاجر ونيزي پاچينو نقش شايلوك را به عهده دارد؛ يك رباخوار يهودي كه به ديگران پول قرض مي دهد و از اين راه زندگي خود را مي گذراند. شايلوك كه با آنتونيو همواره درگير است زماني كه او احتياج به پول دارد قبول مي كند مبلغ مورد نظر را در قبال شرطي به او واگذار كند و اگر او نتوانست پول را در موعد مشخص بازگرداند بايد مقداري از گوشت تنش توسط شايلوك بريده شود. آل پاچينو از آن دست هنرپيشگاني است كه متناسب با نقش شگردهاي گوناگوني در بازيگري را به كار مي گيرد. بسياري او را مناسب نقش هايي مي دانند كه ايفاگر شخصيت هايي پيچيده و با رفتاري غيرقابل پيش بيني است؛ آدم هاي خاصي كه بسيار هم درونگرا به نظر مي رسند. اما او در كنار اين نقش ها كه نمونه هاي موفقي از آن را در سال هاي اخير در مخمصه و بي خوابي ديده ايم او علاقه زيادي به اجراي نقش هاي شكسپيري در سينما دارد؛ نقش هايي كه ريزه كاري ها و دشواري خاص خود را مي طلبد و نمونه موفقي از آن را در فيلم تاجر ونيزي تجربه كرده است.
* چگونه بازي در اين فيلم به شما پيشنهاد شد و با چه انگيزه اي آن را پذيرفتيد؟
- من در ابتدا تمايل چنداني نداشتم كه چنين نقشي را ايفا كنم. دلايل زيادي را هم در اين رابطه مي توانم بشمارم. مهمتر از همه اين كه مسلماً نمي توانستم اين كاراكترها را به شكل كاملي در ذهن خود مجسم كنم، چون هيچ رابطه اي با آنها نداشته ام!
اما وقتي كه با اين پيشنهاد روبه رو شدم و فيلمنامه اي را كه مايكل بر اساس تاجر ونيزي تنظيم كرده بود خواندم، به نظرم رسيد كه تا حدودي فهميده ام كه اين شخصيت شايلوك از كجا آمده و چه جور آدمي است. به نظرم رسيد كه كارگردان، اين فيلمنامه را به گونه اي آماده كرده است كه جنبه هاي بصري قابل توجهي دارد. البته در اين فيلمنامه حذف و اضافاتي هم وجود داشت كه باعث روشن شدن بيشتر ماجرا مي شد.
به همين خاطر من توانايي آن را داشتم كه عناصر و المان هايي را كه مي توانست چگونگي اين شخصيت و انگيزه هاي او را روشن سازد، ببينم. اين گونه بود كه فكر كردم مي توانم اين نقش را بازي كنم. اما تا پيش از آن نمي دانستم كه چگونه مي توانم به چنين نقشي نزديك شوم.
* شما شايلوك را شخصيتي گناهكار ارزيابي مي كنيد؟ به نظر شما او چگونه آدمي است؟
- من به اين شخصيت همين گونه نگاه مي كنم يعني وقتي مي خواهم ببينم چگونه آدمي است سعي مي كنم او را در دوره اي كه زندگي مي كرده ارزيابي كنم. اين كه او چه شرايطي و چه نوعي از زندگي را در آن دوران داشته است.
* فكر مي كنيد جنبه تراژيك اين كاراكتر به خاطر نوع زندگي اوست؟
- بله اين طوري فكر مي كنم. اما تراژدي زندگي او تا حدي نيز به اين مسأله ربط دارد كه چگونه با شرايط روبه رو مي شود و همچنين اتفاقاتي كه در زندگي شايلوك به وقوع پيوسته است. مثل ماجراي فرار دخترش و ازدواج با يك فرد مسيحي و... بنابراين همه اين مسائل مي تواند به اين شرايط اضافه شود. اين نظر شخصي من است. همه ما به عنوان بازيگر مي توانيم تعابير و تفسيرهاي خودمان را داشته باشيم و اينها راهي است براي آن كه ما به نقش ها نزديك شويم و به خود انگيزه اي بدهيم كه توانايي قرار گرفتن در قالب آن نقش ها را داشته باشيم.
شايد اگر كس ديگري جاي شايلوك بود واكنش ديگري در اين شرايط نشان مي داد، اما او شخصيت خيلي خاصي است.
* چرا بسياري از بازيگران علاقه اي به بازي در نقش هاي شكسپيري ندارند؟
- من فكر مي كنم علت هاي زيادي داشته باشد. اول از همه اين است كه براي ايفاي چنين نقش هايي عشق و علاقه شخصي هم دخيل است. اين كارها به گونه اي است كه مي تواند آدم را جذب خود كند يا اين كه جذب نكند. به همين خاطر شايد خيلي از بازيگران بزرگ شكسپير كار نمي كنند چرا كه آنها را جذب نمي كند. بعضي وقت ها هم اين اتفاق يكباره پيش مي آيد و همه چيز براي بازي در چنين فيلم هايي جور مي شود. به هر حال واكنش هاي مختلفي نسبت به بازي در آثار شكسپيري وجود دارد. برخي از بازيگران علاقه و اشتياق بسيار زيادي از خود نشان مي دهند؛ مثل جيمي اسميت كه واقعاً فوق العاده بود. من هر كلمه اي كه بر زبان او مي آمد و احساسي كه هنگام بازي داشت، درك مي كردم. بعضي بازيگران فكر مي كنند كه هنوز زمان آن نرسيده است كه شكسپير كار كنند و مدام آن را به فرصت هاي بعدي موكول مي كنند. دست آخر هم آن گروهي قرار دارند كه اصلاً تمايلي به پشت سر گذاشتن اين جور تجربه ها ندارند.
* مي توانيد اولين نقش شكسپيري خود را به ياد بياوريد ؟
- در زمان بچگي وقتي مارلون براندو را در ژوليوس سزار ديدم خيلي تحت تأثير قرار گرفتم. اين نقش در فيلم ژوليوس سزار بود و مارلون براندو در آن فوق العاده بود.
اما اين تنها بخشي از آن چيزي بود كه مرا به ادامه كار علاقه مند كرد. بعد از آن شرايطي پيش آمد و ديدم كه علاقه زيادي به بازي در رمئو و ژوليت دارم. مدتي پس از آن صحنه هايي از اين نمايش را در مدرسه روي صحنه برديم. اين همه آن چيزي بود كه ما زمان مدرسه انجام داديم و آن هم مربوط به برنامه درسي زبان ما مي شد. اما اين مسأله خيلي روي من تأثير گذاشت؛ به طوري كه پس از آن هم درباره كارهاي شكسپير برنامه هاي بحث و گفت وگو مي گذاشتيم. اين جريان ادامه داشت و من بعدها براي فيلم در جست وجوي ريچارد از آنچه به دست آورده بودم به خوبي استفاده كردم.
حقيقت اين است كه شيوه كار شكسپير همواره براي من سرگرم كننده بوده است، من خودم را خيلي خوش شانس مي دانم كه به عنوان بازيگر امكان بازي در نمايش هاي شكسپير را داشتم. واقعيت اين است كه وقتي ما روي آثار شكسپير كار مي كنيم مدام از آن ياد مي گيريم، چون هنگام بازي در چنين نقش هايي ما بايد هفته ها روي متون آن كار كنيم، مدام آن را بخوانيم تا اينكه بتوانيم آنها را خوب درك كنيم در چنين صورتي است كه مي توانيم به عنوان بازيگر از عهده ايفاي اين قبيل نقش ها برآييم. رسيدن به چنين سطحي ساده نيست و احتياج به زحمت و مطالعه دارد.
بسياري مي گويند ما هملت را ديده ايم و احتمالاً يك بار آن را تماشا كرده اند. اما اين براي درك هملت اصلاً كافي نيست. زماني كه بتوانيد به حدي برسيد تا بخش هايي از هملت را بازي كنيد تازه آن وقت است كه مي توانيد آن را درك كنيد ما توانسته ايم چنين شانسي را داشته باشيم.
كارهايي كه ما در دوران مدرسه انجام داديم شايد كارهاي چندان مهمي نبودند اما من به عنوان كسي كه بعدها بازيگري پيشه كردم استفاده زيادي از آنها بردم چرا كه من هنگام اجراي چنين نقش هايي بود كه براي اولين بار احساس كردم كه واقعاً بازيگرم. آنها همانند دوره هاي آموزشي براي من بودند مثل همه كارهاي نمايشي ديگر كه انجام دادم. وقتي آدم كاري از شكسپير را انجام مي دهد و يا آثاري مثل كارهاي يوجين اونيل و تنسي ويليامز را انجام مي دهد آنها آدم را به اين سمت سوق مي دهند كه بيشتر ياد بگيرد.
* گويا ايتاليا براي شما جذابيت خاصي دارد، چه احساسي داشتيد از اينكه در آنجا كار مي كرديد؟
- خب احتمال داشت كه من هر جاي ديگر اين كار را انجام دهم. ونيز در نوامبر خيلي جاي خوبي به نظر نمي رسد. من در منهتن به دنيا آمدم و احساس مي كنم كه نيويوركي هستم، يك تركيبي، از نيويوركي و اروپايي. بايد بگويم كه من تقريبا به اغلب مكان ها در دنيا مسافرت كرده ام، اما در اروپا خيلي راحت ترم به همين خاطر در ايتاليا هم نسبتا احساس خوبي داشتم. به طور كلي از اينكه توسط مردم بقيه كشورها شناخته شده باشم و احساس بيگانگي نكنم را خيلي دوست دارم. يادم مي آيد زماني كه در برلين هنوز ديوار بود و من در شرق برلين بودم در آنجا اغلب به من مي گفتند: هي سلام آل و اين به نوعي يك خوش آمدگويي به حساب مي آمد و ديگر احساس غريبه بودن به آدم دست نمي داد.
* قصد نداريد كه بر روي اقتباس هاي ديگر شكسپير كار كنيد؟
- خب من تا به حال كارهايي را در اين زمينه مثل شاه لير و مكبث انجام داده ام اما اينكه كارگردان فيلم چه كسي باشد خيلي مهم است، به عنوان مثال مايكل رادفورد كارگرداني است كه كارهاي او را تحسين مي كنم چرا كه شيوه نگارش فيلمنامه و تجزيه و تحليل اثر و تبديل آن به فيلم خيلي مهم است و رادفورد كسي است كه كارش را خوب بلد است.
* چه طور خودتان را براي ايفاي نقش شايلوك آماده كرديد؟
- آماده شدن براي اين نقش مثل آماده شدن براي ايفاي هر نقش ديگري است با اين تفاوت كه آن قدري ويژه تر به نظر مي رسد و براي آن بايد مايه بيشتري گذاشت و بيشتر كار كرد. براي بازي در نقش شخصيتي همانند شايلوك كه در قرن هفدهم زندگي مي كند، با دنيايي سركار داريم كه چيز زيادي در مورد آن نمي دانيم به همين خاطر مجبوريم كه اطلاعات در مورد آن كسب كنيم. خوشبختانه قبل از بازي در تاجر ونيزي من وقت آزاد مناسبي داشتم و توانستم در مورد آن تحقيقاتي انجام بدهم. مهمترين چيزي كه بايد به آن اشاره كنم اين است كه رادفورد، اين شخصيت و تغيير و تحولات آن را براي من به خوبي ترسيم كرد. او به من كمك كرد تا بدانم كه در صحنه هاي مختلف فيلم چه واكنش هايي از خود نشان بدهم و در مجموع اينكه چگونه ظاهر شوم.به طور كلي براي نزديك شدن به هر نقشي بايد درباره آن خوب مطالعه كرد و در مورد آن به دريافتي رسيد. پس از رسيدن به چنين دريافتي بايد در نقش فرو رفت و آن فضايي كه شخصيت با آن سر و كار داشته به خوبي لمس كرد. به طور كلي قبل از ايفاي هر نقش بايد كاري را صورت داد كه من اسم آن را تحقيق مي گذارم. اين مسئله به آدم اعتماد به نفس مي دهد اما نبايد اشتباه كرد، تحقيق كردن شرط كافي براي ايفاي درست يك نقش نيست.
* در كارنامه شما نقش هاي متفاوت و متنوعي را مي توان ديد، از نقش هاي جدي گرفته تا نقش هاي كمدي (همانند نقش شما در فيلم ديك تريسي )، بيشتر علاقه داريد چه جور نقش هايي را بازي كنيد؟
- اگر حقيقت آن را بخواهيد من به اين نقش ها به صورت كمدي، درام و... نگاه نمي كنم. من كار خودم را به عنوان يك كمدين آغاز كردم (براي يك مدت كوتاهي) در حال حاضر هم سعي مي كنم گهگاه در بعضي نقش ها جلوه اي خنده دار داشته باشم. اما در همان زمان هم كه مدت كوتاهي كار كمدي كردم تصميم نداشتم كه براي هميشه كمدين باقي بمانم.من فكر نمي كنم كمدي كار خيلي سختي است براي اينكه بخواهي كسي را بخنداني بايد خودت هم بانمك باشي اجراي نقش كمدي به اين شكل نيست كه بگويي كار را آغاز مي كنم و بعد با آن ارتباط برقرار خواهيم كرد و به اين ترتيب خيلي راحت از عهده ايفاي آن برمي آيم. اين كار دشواري هاي زيادي دارد. راستش من كار كمدي را در دوران جواني رها كردم و بعد از آن هم ديگر راجع به آن فكر نكردم. در آن دوره تعدادي تئاتر براي كودكان بازي كردم و آن زماني بود كه برخي عقيده داشتند تئاتر كودكان بايد براي بزرگترها هم خنده دار باشد!بازي كردن براي بچه ها دشواري هاي خاص خودش را دارد چرا كه بايد آدم خودش را به دنياي آنها نزديك كند.
* به نظر شما تاجر ونيزي قصد دارد چه نوع مفهومي را منتقل كند؟
- حدس من اين است كه ايده اصلي فيلم همان صبر و بردباري است. تاجر ونيزي از جمله آن نمايش هاست كه داراي وجوه مختلفي است و همين باعث دشوار شدن كار مي شود، اينكه بتوان همه وجوه آن را در اقتباس سينمايي اش نيز بوجود آورد، كار آساني به نظر نمي رسد.
البته من فكر مي كنم بهتر باشد درباره آن جنبه هايي از فيلم صحبت كنيم كه با شخصيت شايلوك ارتباط بيشتري پيدا مي كند. شايلوك در آن دوران در شرايط بسيار ويژه و حادي به سر مي برد.
* آيا رأي هاي آكادمي (اسكار) را داده ايد؟
- بله درباره رأي هاي اسكار هيچ بهانه اي براي رأي ندادن وجود ندارد. اگر شما عضو آكادمي باشيد مجبوريد همه فيلم را ببينيد و در مورد آن رأي بدهيد. الان زمانه اي است كه مثلا نمي توان بهانه آورد كه فرصت رفتن به سينما پيدا نكردم چرا كه بچه ها هم مي توانند سي دي فيلم را در دستگاه بگذارند پس بايد وقتي براي تماشاي آن فيلم ها پيدا كرد. اما اين مسئله خيلي مرا آزار مي دهد كه نمي توانم اين فيلم ها را روي پرده ببينم.اغلب فيلمسازان به گونه اي كار مي كنند كه قابليت ها و جلوه هاي فيلم آنها روي پرده مشخص مي شود. زماني كه اين فيلم ها را روي صفحه تلويزيون تماشا مي كنيم آثار بزرگي به نظر نمي رسد. اما تماشاي آنها روي پرده سينما نظر كاملا متفاوتي را به همراه مي آورد.فيلم ديدن روي آن صفحه كوچك كاملا فيلم را دگرگون مي كند، بنابراين خيلي مخالف فيلم ديدن با تلويزيون هستم. البته بعضي فيلم ها هم هستند كه تفاوت چنداني ندارد كه شما آن را كجا تماشا كنيد. اما با اين حال من هميشه دوست دارم فيلم ها را روي پرده سينما ببينم.
به هر حال من از زماني كه قرار شده رأي بدهم، هر سال فيلم هايي را كه بايد ببينم مي بينم و به آنها رأي هم مي دهم.
* نيويورك تايمز نوشته است كه بازيگران بزرگ اغلب در دهه هفتاد بوده اند مثل شما، اما حالا بازيگران جواني كه ما مي بينيم اغلب فقط چهره هاي قشنگي دارند اما كم قريحه و بعضاً بي استعداد هستند. چه اتفاقي افتاده كه ديگر شاهد آن بازيگران قدرتمند دهه هفتاد نيستيم؟
- من فكر مي كنم الان هم بازيگران خوب زيادي داريم، حتماً خيلي بيشتر از بازيگران دهه هفتاد و حتي آنها از جنبه هايي بهتر هم هستند، آنها امكان اين را داشته اند كه از تجربه هاي ما نيز استفاده كنند. حقيقت اين است الان بازيگران خوش چهره اي وجود دارند كه از عهده بازي كردن هم برمي آيند. كساني مثل جان دپ، شان پن و لئوناردو دي كاپريو، اينها بازيگراني هستند كه من دوستشان دارم. من مي بينم كه اين گروه از بازيگران آمده اند و كار مي كنند و بازي هايشان هم روزبه روز بهتر شده است.
* آيا كاري بوده كه انجام نداده باشيد و علاقمند باشيد آن را انجام دهيد؟
- من يك بازيگرم و آن كاري را انجام مي دهم كه برايم در نظر گرفته شده است. اگر از نقش خوشم بيايد، احساس بسيار خوبي خواهم داشت. اما الان همچون گذشته از ايفاي يك نقش خيلي هيجان زده نمي شوم. مثلاً زماني كه من فيلم در جستجوي ريچارد را كار مي كردم آن موقعيتي بود كه باور نمي كردم در آن حضور دارم.
من اغلب نقش هاي دشواري كه آدم را با خودش درگير كند، دوست دارم. بعضي از نقش ها به نظر من كسل كننده هستند و اصلا جاي كار ندارند، بنابراين هيچ احساس خوبي از بازي در آن به آدم دست نمي دهد اما در كارهاي شكسپير فكر مي كنم نقش ها به گونه اي است كه جاي كار زيادي دارد و مي توان با آن درگير شد تا اينكه به عمق آنها راه پيدا كرد

حتما نظر بدهید.

داستان: دان ميلمان بك ورزشكار موفق در رشته ژيمناستيك بوده. ارزوي او بدست اوردن مدال طلاي المپيك بوده است. اما او دچار مشكلاتي در زندگيش مي شود كه همه چيز رابراي او مشكل مي كند. اما شانس روزي در يك ايستگاه گاز مرموز با او روبرو مي شود.
شناسنامه = كارگردان: ويكتور سالوا. فيلم نامه : كوين برهاردت. بر اساس كتاب شيوه ي جنگجوي صلح طلب اثر دان ميلمان. اهنگ ساز : بنت سالواي. بازيگران : نيك نولت. اسكات مكچلوايز. امي اسمرت. اشتون هالمز. پل وزلي. تيم دكي. ري وايز.
ژانر : درام ورزشي. مدت : 120 دقيقه . درجه : PG_13 براي صحنه هاي شهواني. سكس عمومي و صحنه هاي تصادف. توضيع كننده : لايون گيتز.
جنگجوي صلح طلب برگرفته شده از بيو گرافي يك ورزشكار به نام دان ميلمان مي باشد. اما فيلم تنها به دو يا سه بخش از بيو گرافي او مي پردازد و از گزافه گويي ها بي دليل جلوگيري مي كنند. نويسنده و كارگردان به خوبي از عهده كار خودشان بر امده و يك درام ورزشي نسبتا منسجم و موفق را ساخته اند. در بيشتر مواقع انها از دليل اوردن ها غير لازم و زوم كردن بروي شخصيت خود داري كرده اند. بازيگرها مخصوصا نيك نولت و اسكات مكچلوايز به خوبي از عهده ي ايفا كردن نقش خود بر امده اند و بازي جالب و خوبي را به نمايش مي گذارند. مسلما از اسكات مكچلوايز در اينده بيشتر خواهيم شنيد زيرا مطمئنا اينده خوبي در بازيگري در انتظار او مي باشد.


