. . . در حال دويدن بودم كه متوجه شدم سه نقطه نوراني كه مثلثي را تشكيل داده بودند در بالاي سرم در حال حركت هستند ايستادم و به ان نقطه ها خيره شدم و ناگهان تصميم گرفتم كه فرار كنم حتما ديدن ان نقطه هاي متحرك مرا به وحشت انداخته بودند. چند لحظه بعد احساس كردم كه ديگر نمي توانم جايي را ببينم و بعد همه چيز ساكت شد. نمي دا نم براي چه مدتي در اين حال بودم اما وقتي بهوش امدم ديدم كه در وسط يك خيابان روي زمين داز كشيده ام. وقتي به سوي خانه در حال حركت بودم متوجه شدم كه خيلي چيز ها تغيير كرده و از ان همه تغيير كه فقط در چند ساعت به وجود امده بودند تعجب كرده بودم. به خانه رسيدم. زنگ خانه را زدم. پشت در ايستاده بودم و منتظر بودم كه همسرم در را برايم باز كند. اما زماني كه در باز شد متوجه شدم كه به جاي همسرم مردي در باز كرده كه حتي من در تمام عمرم يكبار هم او را نديده بودم. . .
اين حرف ها مي تونه سخنان كسي باشه كه ادعا مي كنه توسط ادم فضايي ها يا بيگانه ها دزديده شده.شما هم حتما خيلي چيز ها در باره اين اتفاقها و اشخاصي كه ادعاي ربوده شدن توسط اين موجودات رو مي كنند شنيده ايد. خب وقتي پاي چيز ناشناخته و عجيبي هم در ميون باشه كه سينما بي كار نمي شينه و حتما در باره اون كلي فيلم مي سازند. چند تا بيگانه و غارتگر. مريخ حمله مي كند و اي تي. بر خورد نزديك از نوع سوم و اين اخر هم جنگ دنباها و از همه عظيم تر روز استقلال. و كلي فيلم ديگه كه در اين باره ساخته شده اما من نمي خوام در باره هيچ كدام از اين فيلم ها مطلب بنويسم اما در عين حال مي خوام درباره همشون بنويسم. مي خوام درباره اين فيلم ها فر ضيه سازي كنم. تصور كنيد كه اگه همه چيز هايي كه به نشون مي دند كمي به حقيت نزديك باشه. همه ما مي دونيم كه دولت امريكا هميشه براي اينكه مردم رو براي نشان دادن تكنولوژي ها و چيز هايي كه كشف كرده اماده كنه و براي اينكه از وحشت مردم و با هرج و مرج روبرو نشه از فيلم هاش استفاده مي كنه و كم كم مردم رو امده مي كنه و بعد خبر رو بهشون مي ده. حالا چرا در اين باره همچين فكري نكنيم. خيلي ها باور دارند كه دولت امريكا سالهاست كه با فضايي ها در ارتباط هست. همين طور تا حالا توجه كرديد كه عمده اي از فيلم ها كه در باره موجودات فضايي ساخته شده اند قيافه و تجهيزات اون ها رو تقريبا يك شكل نشون داده اند. خب اين يك شكل بودن كمي شك بر انگيز هست.
به نظر خيلي غير قابل باور مي ياد و حتما الان هزار تا دليل توي ذهنتون براي رد اين مطلب كه من نوشته ام داريد. اما بيايد يكم هم احتمال بديم احتمال ممكنه نزديك به صفر باشه اما هيچ وقت صفر نمي شه. باور كنيد كه خود من هم زياد به اين موضوع اعتقاد ندارم اما وقتي شنيدم خيلي برام جالب اومد و وقتي رابطه او رو با سينما ديدم گفتم كه بد نيست كه من هم كمي در باره اش بنويسم.
حالا قضاوت و تصميم با شماست هر چه دوست داريد فكر كنيد و نظرتون رو هم به من بگيد.

ام نايت شيامالان بي شك گرانترين فيلم نامه نويس دنيا است. اين فيلمنامه نويس موفق در سال 1999 براي نوشتن فيلمنامه حس ششم كه كارگرداني اش را نيز كرد سه ميليون دلار گرفت اين در حالي است كه او قبل از اين فيلم تنها فيلم نامه فيلم نا اشنايي را به نام وايد اويك را در كارنامه اش داشت. بعد از موفقيت خيره كننده حس ششم ام نايت شيامالان در بين ديگر فيلمنامه نويسان جايگاه بهتري پيدا كرد. كمپاني ديزني براي فيلم نامه شكست ناپذير به دستمزد ده ميليون دلاري داد و بعد از ان براي فيلمنامه نشانه دوازده و نيم ميليون دلار به او پرداخت كردند. امار نشان مي دهد كه او براي فيلم دهكده به مراتب بيشتر از دفعه هاي قبل گرفته است.دست او همه جور باز است و همين طور كارهاي به شدت زير ذره بين قرار دارد. در حال حاضر او فيلم بانو در اب را با بازي پل جياماتي و برايس دالاس اماده نمايش دارد. اكنون ام نايت شيامالان بيشترين دست مزد براي فيلم نامه نويس در جهان مي گيرد.
با توجه به اين رقم هاي بسيار بالا گمان نمي كنم هيچ فيلمنامه نويس اصلا به فكر چنين دست مزدهايي بيفتد. همين طور با توجه به نرخ بيكاري فيلمنامه نويسان هاليوودي نبايد به اين فيلمنامه نويس بدبين شد.
بعد از ام نايت شيامالان شين بلك قرار دارد كسي كه فيلم كيس كيس ينگ بنگ با بازي وال كيلمر را اماده نمايش دارد.
ديگر اسامي اين ليست از اين قرار هستند: ديويد كمپ. جو استرهاس. رونالد باس. ويليام ديويس. ديل لونر. رندال والاس. ديويد بنيوف. پاتريك شين دانكن.
به نقل از ماهنامه فيلم نگار

پيروزي حق بر باطل نهايت تمام اديان الهي و غير الهي است. حكم فرمايي انسانيت بر جامعه جهاني و پديد امدن شهر ارزو ها در همه اديان امده است (فوتوريسم). همه اديان از جمله برهمايي و هندوها . زرتشت. يهوديت و مسيحيت و در اخر اسلام به ان اشاره مستقيم كرده اند. البته همه اين اديان در شيوه ان با هم تفاوت هايي دارند اما شباهت هاي بسياري نيز در روايات خود دارند.
هندوها در كتاب هاي مقدس خود دارند : سر انجام زمين به كسي كه مظهر ويشنو هست مي رسد. او بنهد مخلص خدا است و سوار بر اسب سفيد و با يك شمشير در پايان زمان يا عصر اهن شرق و غرب رو مي گيرد. همين طور در ايين زرتشتي و در كتاب به نام جاماسب نامه داريم مردي از سرزمين تازيان كه خدا پرست و به ايين جد خودش است با سپاهي به ايران مي ايند. ايران را ابد مي كنند وهمه جا رونق مي گيرد. در دين يهوديت هم از ظهور كسي به نام منجي خبر داده كه بني اسرائيل را هدايت مي كند و ان ها را به صهيون يا شهر ارماني يهوديان مي رساند. همين طور در اسلام و مسيحيت نيز به كرار در اين باره مطالبي گفته شده است.
مسلما چنين مبحث مهمي كه تمامي اديان به ان پرداخته اند نمي تواند از چشم تيز يهوديان حاكم بر هاليوود دور بماند و اين موضوع تبديل به دستمايه اي مي شود تا افكار پليد خود را به مردم دنيا انتقال دهند. از مشهورترين اين نوع فيلم ها كه به مساله پايان زمان پرداخته اند سه گانه هاي ماتريكس مي باشد اما بايد به مدتها قبل و دهه ي هفتاد و حتي شايد خيلي قبل تر بازگرديم . همه ما فيلمي را با نام ايراني پيش گويي هاي نوستراداموس مي شناسيم. اين فيلم كه سال ها قبل ساخته شد مستقيم به مساله اخر و زمان و جنگ هاي پايان دوران مي پردازد.ايران يا سرزمين پرشيا دوباره به قدرت ميرسد و حاكم ان قصد نابودي تمام جهان را دارد.از كنار فيلم نمي شود به راحتي عبور كرد. زيرا خود امريكاييها نيز ارزش ان را مي دانستند و گرنه اين فيلم نمي توانست جايزه اي نصيب خود كند. حال به دهه نود مي رويم و فيلم هاي با قدرتي مانند بيگانه ها. از كنار اين فيلم به هيچ وجه نبايد به راحتي گذشت. سرزمين عجيبي كشف مي شود. موجودي عجيب باهوش و ترسناك پا به دنيا مي گذارد. موجود مي خواهد همه چيز را نابود كند. اما قهرمان كه يك زن مي باشد دنيا را از شر اين موجود نجات مي دهد. اين بار يهوديان هاليوود قصد بر تخريب باور هاي مردم دارند ان هم به صورتي ارام وتدريجي. بدعتي عجيب با قرار دادن منجي زن. منجي زن ديدني بود و فروش فيلم هم ان را نشان داد.
اين سير حفظ مي شود تا بيگانه سوم كه اين به اصطلاح منجي زن مسيح وارانه خود را نابود مي كند تا دنيا را از شر موجود ترسناك نجات دهد.
با اغاز سال دو هزار سينما دوره جديدي را به خود ديد ان هم هجوم فيلم هاي اخر و زماني بسياري مانند كنسانتين. ادامه هاي ماتريكس. سه گانه ارباب حلقه ها و چندين و چند مورد ديگر ... بدعت گذاري ها در داستان هاي اخر و زماني و تحريف ان ها. تلقين افكار زشت و كثيف يهوديان به تمامي مردم دنيا از مسلمان ها تا مسيحيان و ديگر اديان الهي تا بت پرستان و بودايي ها.كافي است به سال 99 باز گرديم و ببيينيم كه چگونه فيلم ماتريكس توانست بسياري را به داستان شيطاني خودش معتقد كند. كافي است در ايران خود بگرديم و از كساني كه اين فيلم را ديده اند بپرسيم كه ايا به فيلم را باور داريد؟
در مقابل در ايران چه؟ تنها كاري كه بلد هستند انجام بدهند يك روحاني است كه از منجي صحبت مي كند و با صحبت هاي او عده اي به سر خود مي زنند و يا حداكثر دو يا سه برنامه كه در باره اخروزمان صحبت مي كند (به سوي ظهور و پايان دوران از اين قبيلند) حقيقتا ايا اين مسئولان در خيال با طل خود گمان مي كنند كه با اين برنامه هاي سطحي مي توانند پيشرفتي كنند. جالب تر از ان كه فيلم هايي مانند ماتريكس را در پر بيينده ترين ساعت هاي تلوزيون پخش مي كنند و در اخر برنامه از بد بودن فيلم تاثير منفي ان صحبت مي كنند (ديدن فيلم براي افراد زير 18 سال توصيه نمي شد.) برادر 7 ساله من به راحتي هر سه قسمت فيلم را ديد هرچند كه من با او مخالفت مي كردم اما ايا من بيشتر از اين كاري مي توانستم انجام دهم. من موافق عدم نمايش اين گونه فيلم ها نيستم حتي معتقد هستم كه نمايش اين گونه فيلم ها بايد بدون سانسور و عوض كردن ديالوگ ها باشد اما قبل از ان بايد اطلاعات كافي در مورد فيلم ها داده شود.مسئولان همه خوابند و يهود يان از اين مسئولان تمام استفاده مي كنند سياست فرهنگي ايران تماما به سود ان ها تمام شده. سينما را نمي توان با مساله فوتوريسم جدا دانست بايد ما نيز از موقعيت ها استفاده كنيم. و گرنه با نشان دادن رو حاني بالاي منبر چيزي براي ما درست نمي شود و هروز گرايش به عقايد افراطي يهوديان زياد تر مي شود.

فكر مي كنيد اگه تهمينه ميلاني فيلم هاي بزرگي مثل اژانس شيشه اي و قيصر و ليلا رو مي ساخت چي مي شد؟ خب زياد لازم نيست به اين موضوع فكركنيد چون شماره 71 همشهري جوان اين سوال رو جواب داده من فقط اژانس شيشه اي رو كه اگه ميلاني مي ساخت توصيف مي كنم. البته با دخل و تصرف :
فرشته و ليلا دو دوست قديمي هستند كه از رمان انقلاب فرهنگي از هم جدا شده اند.هيچ كدام ازدواج نكرده اند.فرشته تو تهران مهندسه وليلا و مشهد كارگره.ليلا مريض مي شه و براي مداوا بايد خيلي سريع از ايران خارج بشه.براي همين به تهران مي ياد تا فرشته به او كمك كند. فرشته ليلا رو به يه اژانس مي برد تا به لندن برن اما بليت هواپيماها رزرو شده و ان ها نمي توانند از كشور خارج بشوند. اين قضيه باعث مي شه كه فرشته به زور دست بزنه و اسلحه مامور اژانس رو بگيره و همه كساني رو كه در اژانس قرار دارند رو گروگان بگيره. تنها موجودات مونث اژانس همين فرشته و ليلا هستند و يه دختر بچه. باق مه مرد هستند. كمي بعد مساله امنيتي مي شه و كار به بالا با لاها مي كشه.ام از اون با لايي ها هم كاري ساخته نيست. كار به ماموران ضد شورش مي كشه . در اين ميون لشكر فمنيست ها جلوي در اژانس جمع مي شن تا به اون دو مونث كمك كنن و بعضي هاا هم از فرشته اجازه مي خوان تا به اون ها بپيوندند. حتي پيشنهاد عمليات انتحاري بر ضد مرد ها رو هم ميدن اما از اون جا كه فرشته نمي خواد از در زور وارد بشه پيشنهاد اون ها رو قبول نمي كنه. باه حالا پايان ش به عهده خودتون ...
من نمي دونم اين چه وضعي شده كه هركي دو تا كتاب مي خونه هزار تا ادعا مي كنه. حتما همتون از اتفاقي كه توي ميدان هفت تير افتاد خبر داريد چهارتا خل بلند شدن رفتند براي ما فمنيست بازي در اوردن. شعر هاي فمنيستي خوندند و شعار دادن. اخه يكي نيست بهشون بگه بابا بريد كشكتون رو بسابيد اخه شما فمنيست ها ادم هستيد بهتر به زندگي ما كار نداشته باشيد و كاسه داغ تر از اش نشيد. وگرنه ما هم بلديم از اين كارها انجام بديم حال شما اشغال ها رو بگيريم.
خب اين ها هيچ ربطي به سينما نداشت اما به سينما هم مي رسيم. تهمينه ميلاني كارگردان به اصطلاح فمنيست سينماي ما. من نمي دونم اين كه خودش و فمنيست معرفي كرده اصلا با افكار زشت و پست اون ها اشنا هست . اگه اشنا است و اين حرف رو مي زنه پس خودش هم يه اشغال بيشتر نيست واگه ندونسته همچين حرفهايي مي زنه خيلي احمق تشريف دارند. من نمي دونم چه حقوقي ندارن اين زن ها كم دارن حال مي كنن هر بدبختي كه تو دنيا هست مال مرد هاست هر اتفاق بدي مي افته اول زنا و بجه ها بد مردها اگه شد. زلزله وسيل. اتش و هزارتا چيز ديگه. حقوق برابر چيه. هركي به اندازاش. بهتر خودتون رو از سر راه مرد ها بكشين كنار. بسيار خوب. خانم كارگردان مي رن فيلم دو زن و واكنش پنجم و اين اخر هم اتش بس رو مي سازن بعني چي. يعني اگه يه زن هر غلطي كرد حق داره اما مرد حق شكايت نداره. همين جا مي گم من اگه يه روز اين خانم كارگردان رو ببينم يه مشت راهي صورتش مي كنم. كسايي مثل اين خانم هستند كه باعث اين اشوب ها مي شن.
دم پليس ايران گرم كه همه چيز رو كنترل كرد و اون اراذل رو از توي خيابان جمع كرد. دست شون درد نكنه.
حتما اهنگ تيتراژ پاياني باشگاه مبارزه رو به ياد داريد. اسم اهنگ اينه: ذهن من كجاست يا where is my mind?
اين اهنگ ساخته جيمز بلانت است. در اين جا متن انگليسي اهنگ رو به همراه خود اهنگ براتون قرار مي دم تا اگه شما هم مثل من عاشق اين فيلم هستيد اين اهنگ رو دانلود كرده و هر روز چند بار گوش بديد. دوستان من اين شما اين هم اهنگي ما رو به دنياي جك مي بره.
Ooooooh
Try this trick and spin it, yeah
Your head will collapse
But there's nothing in it
And you'll ask yourself
Where is my mind [3x]
Way out in the water
See it swimmin'
I was swimmin' in the Carribean
Animals were hiding behind the rocks
Except the little fish
But they told me I should ask myself
Where is my mind [3x]
Way out in the water
See it swimmin'?
With your feet in the air and your head on the ground
Try this trick and spin it, yeah
Your head will collapse
If there's nothing in it
And you'll ask yourself
Where is my mind [3x]
Ooooh
With your feet in the air and your head on the ground
Ooooh
Try this trick and spin it, yeah
Ooooh
Ooooh
اهنگ ذهن من كجاست ( تيتراژ پاياني باشگاه مبارزه)
براي ذخيره فايل روي لينك كليك راست كرده و گزينه Save and target as را انتخاب كنيد. در صورتي كه از مرورگر فاير فاكس استفاده مي كنيد save link as را انتخاب كنيد.

![]() | |
| فيلم سينمايی رنجهای مسيح از نظر فروش فيلم بسيار موفقی بود |
نمايش اين فيلم که ۱۲ ساعت آخر زندگی عيسی مسيح و به صليب کشيدن او را نشان می دهد، با مخالفت شديد جوامع يهودی رو به رو شد.
علت مخالفت جوامع يهودی اين است که معتقدند اين فيلم رگه هايی بر ضد نژاد سامی در خود دارد و چهره بدی از يهوديان زمان مسيح به تصوير کشيده است و آنها را عامل اصلی مرگ مسيح نشان می دهد.
در ليست مجادله انگيزترين فيلم های تاريخ سينما از ۲۵ فيلم نام برده شده و فيلم "پرتقال کوکی" ساخته استنلی کوبريک در مقام دوم جای گرفته است.
فيلم کوبريک روايتگر ماجراجويی های خشونت آميز جوانی به نام الکس است که پس از دستگير توسط پليس زير فشارهای غيرانسانی قرار می گيرد.
اين فيلم از زمان توليدش در سال ۱۹۷۱ تا امروز همواره در کانون بحث های جنجالی بود است. بسياری عقيده دارند که اين فيلم به جای آنکه خشونت را محکوم کند، مبلغ خشونت است و جوانان را به ارتکاب جنايت تشويق می کند.
از اليور استون دو فيلم در اين ليست آمده است: فيلم ج اف ک (جان اف کندی) محصول ۱۹۹۱ در مقام پنجم جای دارد و فيلم قاتلان مادرزاد در مقام هشتم.
فيلم رمز داوينچی که به تازگی به نمايش درآمد نيز به اين ليست راه يافته و در مقام ۱۳ قرار گرفته است.
اين فيلم که بر پايه رمان دن براون ساخته شده است، جنجال زيادی به پا کرد و اعتراض محافل مسيحی را برانگيخت، زيرا مدعی است که عيسی مسيح با مريم مجدليه رابطه زناشويی داشته است.
فيلم يونايتد ۹۳ که بازتابی از ماجرای انفجارهای ۱۱ سپتامبر است، نيز فيلمی مجادله انگيز خوانده شده است.
فيلم های سينمايی ديگری که در فهرست جنجالی ترين فيلمهای تاريخ سينما قرار گرفته اند، عبارتند از: فارنهايت ۱۱/۹، گلوی عميق، آخرين وسوسه مسيح، شکارچی گوزن و غريزه اساسی.
دير صهيون محفل سري اوروپايي است كه در سال 1099 بنيان گذاري شده و تشكيلاتي حقيقي است. در سال 1975 كتابخانه ملي فرانسه توانست نسخه هايي خطي را موسوم به Lae dossiare Sacate يا پرونده ها سري را كشف كند كه هويت بسياري از اعضاي دير صهيون را كشف كرد.
ايزاك نيوتون. بوتيچلي.ويكتور هو گو. لئوناردو داوينچي.
كارگردان: ران هاوارد (از مشهورترين فيلم هاي او مي توان از ذهن زيبا با بازي خيره كننده راسل كرو نام برد). بازيگران : تام هنكس( تام هنكس اخرين گزينه براي بازي در نقش رابرت لنگدان بود. راسل كرو و جرج كلوني و هيو جكمن ديگر بازيگراني بودند كه براي بازي در اين نقش كانديد بودند. با اين كه جرج كلوني بهترين گزينه براي بازي در اين نقش از سوي مخاطبان سايت كد داوينچي بود و تام هنكس با اختلاف زياد اخرين نقش به تام هنكس رسيد)
اودري تو تو( همه فكر مي كردند كه ژولي دلپي نقش سوف نوو را بازي مي كنند اما باز همه چيز تغيير كرد و نقش به كسي رسيد كه در چهره اش هيچ هوش و ذكاوتي يافت نمي شود. مي گويند كه دن براون نويسنده كناب نوو را بر اساس چهره ژولي دلپي ساخته است)
ژان رنو تنها كسي است كه به نظر براي بازي در نقشش كمسير فرانسوي مناسب بوده. الفرد مولينا و يان مكلن و پل بتاني ديگر بازيگران اين فيلم هستند.
ژانر: درام.معمايي.تريلر.
هزينه ساخت 125 ميليون دلار. فروش افتتاحيه 77 ميليون دلار.
خلاصه: لنگدان رمز شناس امريكايي براي كاري در پاريس به سر مي برد. او با رئيس موزه لوور پاريس اشنا است در حقيقت به خاطر او است كه به پاريس امده اما رئيس به شيوه عجيبي به قتل مي رسد. پليس از لنگدان كمك مي خواهد و...
به شما توصيه مي كنم اول كتاب را بخوانيد بعد فيلم را تماشا كنيد در ايران انتشارات زهره ناشر اين كتاب است. مي تونيد از اين انتشارات علاوه بر اين كتاب دن براوون كتاب دژ ديجيتالي را هم تهيه كنيد. اما چرا مي گم اول كتاب را بخوانيد بعد فيلم رو ببينيد. براي اين كه متوجه بشيد كه فيلم چه قدر افتضاح و بد از كار در امده فيلم اصلا نتوانسته است كه اقتباس خوبي را از يك كتاب پر طرفدار ارئه بدهد. در اين باره منتقد رولينگ استون فيلم را احمقانه ترين اقتباس از يك اثر ادبي معرفي كرده است. اما اگر كتاب را نخوانيد و به تماشاي فيلم بنشيند حتما فيلم را خوب و جذاب خواهيد ديد. كد داوينچي بي شك يك فيلم جنجالي است و همين جنجال باعث فروش با لاي ان مي شود اين جنجال به خاطر سوژه غير عادي و عجيب ان است مسيح با مريم مجدليه ازدواج كرده و حتي داراي بچه نيز شده اند. پس حالا دليل جنجال كتاب و فيلم را مي دانيد. كتاب كد داوينچي در ايران نيز پرفروش ترين كتاب شد. هم كتاب و هم فيلم هر دو واكنش هاي تندي را بر انگيختند از ان جمله كه در فيليپين اين فيلم تحريم شده و در رم سوزاندن كتاب كد داينچي به يك عادت تبديل شده است.
و در اخر به گفته يك مقام كليساي كاتوليك اكتفا مي كنم
فيلم راز داوينچي فقط تلاشي براي به دست اوردن پول است و انچه را كه براي فروش گذاشته حضرت مسيح است.



