می خوام درباره ی فیلمی با هاتون صحیت کنم که چند ماه پیش دیدمش. فیلمی در ژانر ترسناک. فیلمی که اگه خودتون زیاد به تکنولوژی وابسته بدونید ممکنه خوب بترسوندتون. اگه هم نترسید برای مدتی شما رو سرگرم کنه. اسم فیلم مورد نظرم Pulse هست.
pulse محصول سال 2006 سینمای هالیوود هست کارگردان اون هم
در ابتدا کمی توضیح لازمه. ما انسان ها خیلی دوست داریم که از فناوری ها روز استفاده کنیم. گوشی های جدید با امکانات زیاد کامپیوتر ها با سرعت های بالا و رد بدل کردن در سرعت خیلی بالا و در حجم زیاد. دانشمند ها هم تمام سعی خودشون رو می کنند تا ما انسان ها رو به ارزوی خودمون برسونند. چند سال پیش حتی داشتن اینترت dial up هم برای خیلی از ما ها ارزو بود اما حالا این نوع سرویس جای خودشو به Adsl و چندین نوع راه های دسترسی به اطلاعات دیگه داده. حالا تصور کنید که روزی پهنای باندی که ما برای ترنسفر اطلاعاتمون استفاده می کنیم انقدر زیاد بشه که حتی امکان ورود چیزهای ناخواسته ای رو به مرز اطلاعاتی ما بده. این موضوع دستمایه نوسیندگان این فیلم شده وبه وسیله همین سوژه برای مدتی ما رو به خودش جذب می کنه.دانشمندانی که راهی رو برای رد و بدل کردن اطلاعات با سرعت خیلی بالا پیدا می کنند اما همه چیز با ورود عواملی ناخواسته خراب می شه. تا جایی که دنیا رو به نابودی می کشه. راهی برای مقابله با موجودات شیطانی که از این راه وارد شده اند نیست. قهرمانهای فیلم دختر و پسر جوانی هستند که دوستان خودشون رو به شیوه ای عجیب از دست داده اند. انها علت عجیب مرگ اون ها رو ژیدا می کنند. موجوداتی که با استفاده از ژهنای بسیار بزرگ اطلاعاتی انسانها وارد دنیای ماشده و سعی دارند همه انسان ها رو نابود کنند. فقهرمان ها تلاش زیادی می کنند تا در باز شده رو ببندند اما هیچ راهی پیدا نمی کنند و تنها راه نجات خودشون رو پناه برن به جایی می بینند که هیچ موج اطلاعاتی وجود نداشته باشه. در این فیلم با داستان جالبی رو بو هستیم. این اتفاقات می تونه ما رو برای دیدن فیلم علاقه مند کنه. هرچند خیلی مواقع یاد فیلم های ترسناکی مثل رینگ می افتیم. اما این رو بگم که به راحتی می شه با فیلم کنار اومد اگه دریچه تخیل ذهنتون رو باز بذارید.فیلم ار نظر بازدید کنندها سایت یاهو درجه c رو گرفته.به نظم به اندازه ی کافی نوشتم. اگه دوست داشتید فیلم رو گیر بیارید و ببینید و بعد بگید می شه یا نه؟

هر چی سعی می کنم نمی تونم دست از سر این زامبی ها بر دارم. بس که ازشون می ترسم. از دیدنشون چمچشم می شه. ناراحت می شم. افسرده می شم. (نه هر زامبی یا) زامبی های رومروز این تاثیر رو دارن. به شما توصیه می کنم فیلم هاشو ببینید.اما چند سال ژیش یه نفر دیگه هم به سراغ این زامبی های دوست داشتنی رفت. اشتباه نکنید زاک اسنایدر رو نمی گم. کسی که نگاه عجیبی به این موجودات داشت. شیوه های جدیدی رو هم در کارش استفاده کرد تا فیلمش جالب بشه. به نظر من که فیلم خوبی بود. (می بخشید که سلیقه ام بده) دنی بویل فیلم رو ساخته بود. اسمش هم ۲۸ روز بعد بود. زامبی ها سریع بودند. بو می کشیدند. بیماری به سرعت منتقل میشد.
و حالا فیلم ۲۸ هفته بعد ساخته شده فیلمی در ادامه ۲۸ روز بعد. یعنی این فیلم هم خوب از کار در می یاد. کارگردانش که عوض شده. این اصلا خوب نیست. فیلم رو ندیدم اما داستانش از ۲۸ هفته بعد یعنی ۶ ماه بعد از همه گیری ویروس اغاز می شه. موقعی که همه فکر میکنند کار ویروس تمومه اما ویروس بر می گرده خطرناکتر اقبل. اینو داشته باشد تا نظرمو بعد از دیدن فیلم بگم. الته هر وقت که به دستم رسید.


