تبليغاتX
تسخير ناپذير

بازار گرم خواهد شد...
چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت

مدتها بود فیلم ی ندیده بودم که من رو سر حال بیاره. فیلم های زیادی دیدم Grindhouse كه اپيزود اولش رو دوبار ديدم فقط به خاطر موضوعش زامبي ها. Death Proof هم چون كه ساخته كارگردان خوب تارانتينو بود چند بار ديدم. هرچند نخوام از انصاف بگذرم فيلم خوبي بود اما نه در حد واندازه هايي كه انتظارش رو داشتم. از Distubria و Superbad و ... هم كه انتظاري نمي رفت. اما و اما جاتون فجيع خالي خدا لذتشو نصيب كنه. همين چند روز پيش فيلمي ديدم از يك كارگردان توپ كه همون كه فيلمي رو ساخته كه همه بد خوششون اومد ازش. باشگاه مبارزه.

زودياك.  زودياك فيلم جديد آقاي فينچر يه پديده بود. يكي از اون فيلم ها كه وقتي پاش مي شيني ديگه تموم. تا اخرش نمي توني جم بخوري از جلوي صفخه. حتي اگه مثل من باشي بعد تموم شدنش بدون گذاشتن فاصله ديدنش رو از سر مي گيري. باور كنيد يه چند ماهي مي شد فيلم خوبي مثل اين نديده بودم. بگذريم از فيلم ها قديمي كه بنده تازه تونستم ببينمشون. اما فيلم از روي يك ماجراي واقعي ساخته شده. زودياك يك قاتل سريالي بود. كسي كه از كشتن ادمها بد لذت مي برد. از سر كار گذاشتن پليس و مسخره كردنشون هم حال مي كرد. اين از قاتل باهوش. توي اين فيلم يك كاراگاه و يك خبرنگار هم داريم كه خيلي سعي مي كنند تا بتونن قاتل رو بشناسند اما هيچ به هيچ زودياك خيلي زرنگه. دم به تله نمي ده. تنها كسي كه مي تونه بشناسه اين قاتل رو به درستي يه طراح روزنامه بود. اما چه فايده زودياك رو كسي نتونست پيدا كنه. وزدياك ازاد برا خودش مي چرخه.

بعد اتاق امن كه زياد جالب نبود اين فيلم واقعا امبدوارم كرد. شما هم حتما اين فيلم رو ببينيد تا لذت كه من بردم رو درك كنيد. اما يه خبر خوش اينكه به زودي كلي فيلم خوب از راه مي رسند. فيلم هايي كه دم دم هاي اسكار مي رن رو پرده مثل جوان بدون جواني كاپولا و كلي فيلم ديگه.

زودياك  

 

نوشته شده توسط پرشان | موضوع: | لینک ثابت |
گاو جمعه شب از شبکه ی سوم سیما پخش شد و گفته هاي محمود دولت آبادي
شنبه دهم آذر 1386 ساعت

وقتي آقاي مهرجويي آمد ايران، اجراي نمايش هايي در سالن هاي شهر تهران رونقي داشت. از آنجا که تئاتر در ايران نمي توانست متکي به بخش خصوصي باشد، پس بخش بزرگي از بازيگران تئاتر در اداره برنامه هاي تئاتر کار مي کردند. شايد در همان زمان باشد که چوب به دست هاي ورزيل، اثر دکتر غلامحسين ساعدي در تالار 25 شهريور «سنگلج» اجرا مي شد. باري ... آقاي مهرجويي آمد اداره تئاتر و ما متوجه شديم که خيال دارد فيلم بسازد از روي يکي از داستان هاي ساعدي و نقش هاي اصلي آن را آقايان انتظامي و نصيريان بازي کنند؛ اما نقش هاي زياد ديگري هم هست که پيشنهاد شده آقايان مشايخي و فني زاده (زنده ياد) و شجاع زاده و ديگران بازي کنند. به من هم - مثلاً - نقش جوان پوش فيلم را دادند که عاشق دختري است که نقش آن دختر را خانم نجم آبادي بازي مي کرد. در عين حال آن جوان که عاشق دختري بود، برادر زن مشد حسن (انتظامي) هم بود. در آن روزها مهرجويي به من گفته بود که بنا دارد فيلمي بسازد از جنايت و مکافات و مرا در نظر گرفته براي نقش راسکولنيکف. البته بازي چنان نقشي از آرزوهاي جواني من بود که شب هاي سفيد از همان نويسنده (داستايوسکي) را بازي کرده بودم با کارگرداني و بازي بانو مهين اسکويي. پس نقش جوان فيلم گاو را هم با رغبت و صميميت کار کردم و نمي دانم در ويرايش فيلم گاو هنوز هم آن جوان و مناسباتش با ديگران در فيلم همچنان گنگ باقي مانده يا روشن شده است؟ به هر صورت، آنچه همه هنرپيشگان را در آن ايام دور هم جمع مي کرد - دست کم در ميان اکثر افراد- دوستي و رفاقت و نوعي قلندري بود. مثلاً اغلب اوقات فني زاده- شجاع زاده و من که از زمره جوان ترهاي جمع بوديم با هم پرسه مي زديم در اوقات فراغت. يک جور گذران غم فراموشي، مثلاً يک روز که بنا شده بود چنين روزي - مثلاً- دو روز کاري نداشته باشم، از محل فيلمبرداري «بوئينک» در مسير تهران - قزوين آمدم سر راه که اتوبوس تو راهي سوار شوم بيايم تهران. ساعتي سر راه ايستادم و اتوبوس نيامد. بعد از ظهر بود و مي ديدم که اتوبوس ها از تهران مي آيند مي روند جهت غرب و شمال کشور. حوصله ام سر رفت و آمدم اين طرف جاده. اتوبوسي ايستاد و من سوار شدم. کمک راننده پرسيد کجا مي روي؟ گفتم مقصد؛ اتوبوس راه افتاد و غروب هنگامي که من در ساحل انزلي قدم مي زدم و نگاه مي کردم به دريا... آنجا آقاي نصيريان و مشايخي را ديدم از روبه رو مي آيند سلانه سلانه. سلام کردم. پرسيدند «اه، تو که گفته بودي مي روي تهران؟،» گفتم «آخه اتوبوس نبود طرف تهران،» و گذشتم. به ياد مي آورم شان و دوست مي دارم. ساعدي و آل احمد يک بار آمدند بوئينک، گمان مي برم بانو سيمين هم بود يا نبود؟ قوانلو - فيلمبردار- آن آدم نازنين و کوشا. ايام خوشي بود. ايامي خوش...

عزت الله انتظامي بازيگر فيلم گاو

عزت الله انتظامي

 

منبع: سایت سینمای ما

نوشته شده توسط پرشان | موضوع: | لینک ثابت |