تبليغاتX
تسخير ناپذير

خیلی تشنمه به خدا
جمعه سی ام آذر 1386 ساعت

شب یلدا ست. هوا سرد. دوست دارم الان یه انار و آب بگیرم بخورم. رنگش عینهو خون میمونه. وای نکنه منم یه خوت آشامش شدم. دوستان اگه منو ندید تصمیم دارم برم آلاسکا. آخه تو آلا سکا شهری هست که ۳۰ روزش شبه. یعنی خورشید نمی تابه. تاریک. جون می ده واسه آدم هایی مثل من که یهو از آب انار می رسن به خون. حتما تبلیغ یا اسم یه فیلمی به نام سی روز شب رو دید و شنیدید. اگه تو شهر بگردید به راحتی دی وی دی هاشو پیدا می کنید. اول اینکه حتما این فیلمو ببینید چون با حاله. با یه داستان خوب روبرو هستید. حالا داستان رو بگم تا بعد

۳۰ روز شب داستان شهریه در آلاسکا که خورشید توی یک ماه اصلا پیداش نمی شه. برای همین عده ای موقع رسیدن این ماه این شهرو که هیچ راه ارتباطی درست وحسابی با خارج نداره به غیر از هواپیما ازش خارج می شن. تازه این هواپیما هم توی این یک ماه اصلا به این شهر نمیاد! همین می شه که لشکر خون اشاما که جای درست وحسابی واسه زندگی ندارم تصمیم می گیرن به این شهر بیان البته با کمک یه آفاهه که دوستشون بود. خون آشام های عزیز وارده شهر می شن و شروع می کنند به کشتن همه اما کلانتر شهر (جاش هارتنت) کم کسی نیست که به کمک چند نفر که تونستن از دست این خون آشام ها مخفی شن شروع به جنگیدن با شون می کنه و سر اخر هم جونشو واسه ملت می ده. اگه گفتید چه جوری با تبدیل کردن خودش به یه خون آشام.

ببیند این فیلمو حتما خوشتون می یاد. الیته  خون آشام های این جا هیچ ربطی با قبلی ها ندارن. یه کم کند ذهنن. به یه زبون عجیب غریب حرف می زنن. اما با داستان جدیدی روبرو هستیم که با عث می شه تا اخر پاش بشینیم. البته اگه تحمل دیدن خون و خون ریزی رو دارید. بازی های فیلم هم خوبه اما در حد خودش. خب فقط یادتون باشه که اگه دوست نداری خوراک شب یلدا ی یه خون اشام بشی به این شهر نری.

راستی هنوز تشنه هستم.

  

 

نوشته شده توسط پرشان | موضوع: | لینک ثابت |
پدر خوانده. تونی و سرپیکو
شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت

گنگستر امریکایی فیلم جدید ریدلی اسکات یه فیلم خوب برای دیدن هست. با این که فیلم یکی از کارهای به یاد موندنی این کار گردان نیست اما به فیلم خوب توی این سال سینما بود. قبل از این که داستان رو براتون بگم به این موضوع اشاره می کنم که موقع دیدن فیلم بد یاد پدخوانده و صورت زخمی و سر پیکو می افتادم. شخصیت فرانک(دنزل واشنگتن) چیزی بود بین تونی و مایکل. شخصیت پلیس داستان ریچی هم رو که نقشش رو راسل کرو بازی می کرد شباهتهایی با سرپیکو داشت. البته خود اسکات هم گفته که قصد داشته یه فیلم در مایه های پدر خوانده بسازه. ( اسکات گفته که هیچ وقت نتونسته ین پدر خوانده ۱ و ۲ ارتباط فزانسوی یکی رو به عنوان فیلم دوست داشتنی اش اتنخاب کنه).

اما داستان فیلم: گنگستر آمریکایی بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده. در زمان جنگ ویتنام در آمریکا فرانک لوکاس برای شخصی به نام پامپی کار می کرد. پامپی یه کله گنده قاچاقچی ها در نیویورک بود و همه ازش حساب می بردند. پامپی می میره و جاش رو فرانک می گیره فرانکی که محافظ او بود و حسابی با کارهای اون آشنا بوده. اما فرانک نمی خواست که مثل پامپی برای یه سفید پوست کار کنه برای همین خودش برای اینکه بتونه مستقیم و بدون درد سر مواد مخدر وارد آمریکا کنه راهی تایلند می شه. در اونجا با به نظامی ویتنامی آشنا می شه که مواد خالصی رو براش تهیه کنه. فرانک که دستی هم در نظامی ها آمریکا داره کاری می کنه که مواد ۱۰۰ اصل از طریق هواپیماهای نظامی آمریکایی که اجساد سرباز ها رو وارد خاک آمریکا میکنه به دستش برسه. موادی که فرانک وارد کرده کیفیت با لای داره همین طور خیلی ارزنتر از مواد ناخالص بقیه گرئ هاست برای همین همه کشته مرده این مواد یا همون جادوی آبی به قول فرانک می شن و فرانک یه شبه ره صد ساله رو می ره. اما این کار ها درد سر هم داره مخصوصا اگه گیر پلیسی مثل ریچی بیفتی که پاکه پاکه مثل سر پیکو. ریچی از خیر یه میلیون پول بی صاحب می گذره و تحویل پلی می ددش. حالا فکر کنین این پلیس با قرانک چه می کنه.

ریچی کلی مدرک از فرانک پیدا می کنه و اونو زندانی میکنه اما به خاطر همکار ها فرانک با پلیس در لو دادن قاچاقچی های دیگه و پلیس ها فاسد از جرمش کم می کنه. سه چهارم پلیس های نیویورک کارشون می لنگیده.

فرانک لوکاس بعد ۱۵ سال از زندان آزاد می شه و تیدیل به یکی از دوستای ریچی می شه.

فیلم یه فیلم خوبه. بازی هاش مخصوصا بازی دنزل واشنگتن که شاهکاره. در حد قابل قبولیه. به جرات می تونم بگم شاید بهترین بازی این بازیگر بوده.  اما راسل کرو با اینکه بازی خوب داشت اصلا زوج مناسبی برای این بازیگر یعنی واشنگتن نبود. شاید اگه یکی دیگه انتخاب می شد بهتر می بود. اینم بگم که چند بار قصد ساختن این فیلم رو داشتن اما هر بار یه چیزی شده که نشد دیگه تا اینکه با اخره اسم اسکات در می یاد و کمک واشنگتن  تا این فیلم ساخته بشه. موسیقی فیلم رو هم از دست ندید که خیلی با حاله.

نوشته شده توسط پرشان | موضوع: | لینک ثابت |
در خواستی از شما دوستان
پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت

دوستان من درود بر شما که تا الان با من بودید. فیلم های زبادی برای دیدن و دوباره دیدن آماده کردم. یکی از این فیلم گنگستر آمریکایی هست که به نظر می رسه فیلم جالبی باشه این فیلم از نظر منتقد ها یه فیلم درست حسابی شناخته شده. اما یه فیلم دیگه که تازه تونستم پیداش کنم هری کثیفه. حتما در بارشون مفصلا می نویسم.

اما بگم که در باره شاهکار هایی مثل کازابلانکا و همشهری کین هم مطالبی اماده کردم که اون ها رو هم به زودی در این وب قرار میدم. همین طور از بعضی از اهالی تئاتر و سینما هم قولی گرفتم که حتما تاثیراش رو در ان جا می بینید. قراره  یه سری مصاحبه هم داشته باشم. تا حالا تونستم با دو نفر کارم رو به پایان برسونم اما نفر سوم یکی از منتقدین خوب سینما هست که یه قولی برای مصاحبه به من داده اند. همین جا باید از شون تشکر کنم. می دونم که سر شون خیلی شلوغه اما چه کنیم که باید مطلب بنویسم خسته شدیم از این راه به درد نخور که تا الان می رفتیم.

دوستان عزیزی هم که به این وب سر می زنید از تون در خواست دارم که با فرستادن مطالب جالب و خوب سینمایی به من کمک کنند. دوست شما یکی همین ور ها. پرشان

نوشته شده توسط پرشان | موضوع: | لینک ثابت |